تداوم و پیوستگی در سینما

تعداد بازدید: 16

تدوین و کارگردانی تداومی

در این بخش از وبلاگ فیلم فالو به بررسی مفهوم پیوستگی و تداوم (continuity) و اهمیت آن در کارگردانی و تدوین می پردازیم. تداوم عاملی است که بدون آن، ساختمان یک اثر سینمایی و یا یک برنامه دراماتیک تلویزیونی، مغشوش، بی نظم و نامفهوم خواد شد. همانطور که در بالا رفتن  از پلکان، طبیعتا تداوم صعود از پله اول به پله آخر حفظ می شود، انتقال هرچه بهتر موضوع به تماشاگر، پله ها (نماها، صحنه ها، فصل ها) و مراحل تداوم نیز باید حفظ شود.

تداوم و پیوستگی در سینما

اساسا مفهوم تداوم در فیم سازی  یعنی عبوری هموار و طبیعی، از ابتدا به میانه و انتهای فیم و به طور کلی، گذری یک دست از نمایی به نمای دیگر تا پایان داستان. به این ترتیب، تدوین تداومی یعنی هنر خلق این احساس در بیننده که وی با وجود دیدن نماهای جدا ازهم، بپذیرد که به تماشای اجزایی بدون وقفه و تسلسلی یک دست نشسته است.

برای حفظ تداوم در فیلم ، به چند عامل اساسی در فیلم باید توجه کرد :

  • تداوم داستان :

موضوع یا رویداد فیلم، کم و بیش، باید جریانی مطابق هم آهنگ با زندگی داشته باشد . به عبارت دیگر تداوم، بازگویی احساس انسانی در جریان تداوم زندگی است، البته با رعایت اصول داستان پردازی فیلم (نمایش ابتدا، میانه و انتهای داستان). برای اثربخشی بیشتر داستان ها، به ضرورت، می توان با روشی حساب شده  در نحوه توسعه رویدادهای دراماتیک دست برد و جای هر یک از این مراحل را عوض کرد.

  • تنظیم روابط بازیگران با دوربین ( میزانسن ) :

یکی از جنبه های هنر میزانسن در فیلم سازی، شیوه ای است که کارگردان برای تنظیم روابط و حرکت بازیگران در قاب نماها به کار می بندد معنی اصلی میزانسن یعنی “در صحنه قرار دادن” که مفهومی تئاتری و برگرفته از زبان فرانسه است، اما در سینما  و تلویزیون میزانسن در این دو رسانه عبارت است از: آنچه که در قاب نماها دیده می شود.

حرکت، سکون و دیگر اعمالی که بازیگران در مقابل دوربین انجام می دهند باید از منطق و نظمی حساب شده برخوردار باشد اما وظیفه کارگردان، تنها به حرکت درآوردن منطقی آنان نیست، بلکه افزودن “تاثیر” عنصر تدوین به کار خویش و ایجاد جلوه ای حقیقی از رویداد هایی است که در تک تک نماها دیده میشود. گرچه ممکن است کارگردان قسمتی از رویداد را به بیننده نشان ندهد، اما ارتباط منطقی حرکات و تداوم در توسعه شاخه های فرعی داستان از مسئولیت های بزرگ اوست. کارگردان با استفاده از تدوین این امکان را دارد که بخشی از زمان یا مکان رویداد را حذف کند، اما این حذف هم باید از معنی و منطقی خاص پیروی کند.

رابطه-برش-Cut-و-حرکت

برای ایجاد تداوم بین نماها، دو عامل زیر نباید فراموش شود:

الف : هدف حرکت موضوع – دوربین

ب : اهمیت حرکت موضوع – دوربین

باید دید که اگر بازیگری در یک نما از نقطه ای به نقطه دیگر صحنه می رود چنانچه دوربین با او حرکت کند، آیا دلیلی برای این کار وجود دارد؟ برای مثال، اگر بازیگری در نمایی روی صندلی نشسته و در نمایی روی صندلی نشسته و در نمای بعد او را ناگهان در همان محل در حال نوشیدن آب  ببینیم، از نظر دریافت ایده در این دو نما باید پرسید، بازی ، تصویربرداری  و تدوین خلاقانه ای داشته اند ؟ پاسخ ظاهرا  منفی است.

حال اگر همین بازیگر، که روی صندلی نشسته، در یک نمای نزدیک با زبان، لب های خود را ( به علامت تشنگی ) ترکند، به سوی میزی که لیوان پر از آبی روی آن قرار دارد نگاهی بیندازد، سپس برخیزد، دوربین برای بهتر دیدن حرکات او تا یک نمای دور عقب رود و با او که به سوی میز می رود، حرکت افقی انجام دهد و هنگامی که وی لیوان  آب را برمی دارد و می نوشد و برای بهتر نمایش دادن احساس تشنگی او به وی نزدیک شود ( با به نمای نزدیک برش کند)، آنگاه ما (باحفظ تداوم) با این ایده، روبرو خواهیم بود که:

حرکات یا بازی بازیگر به بیننده نشان داده است که او تشنه است، لیوان آبی روی میز در برابرش قراردارد، برمی خیزد و برای نوشیدن به سوی آن می رود، آب می نوشد و رفع تشنگی می کند. بنابراین، حرکت بازیگر و دوربین، به وسیله حفظ تداوم عمل، به خوبی ایده صحنه را بیان کرده است.

منبع: فیلم فالو

مطالب پیشنهادی: